تبلیغات
مدیریت و منابع انسانی - مطالب ابر مدیریت
هر روز بهتر می شویم، اگر روحیه و امید داشته باشیم. (روزنوشتهای سید محمد اعظمی نژاد)
دیوارهای شیشه ای!
شنبه 1395/08/29 ساعت 12:16 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )
طی سالیان گذشته این فرصت طلایی را داشته ام که به واسطه ارزیابی، آموزش و یا مشاوره شرکت ها و سازمان های مختلفی را بازدید و در بسیاری از موارد با جزییات مهمی از مسایل و پیچیدگی های آنها آشنا و مواجه شوم. 
چند روز پیش به جلسه ای مشورتی در دفتر مرکزی یک شرکت خصوصی دعوت شدم. ساختمانی بزرگ با نمایی متمایز، بسیار جلب توجه می نمود. محل برگزاری جلسه در بالاترین طبقه ساختمان و در محل دفتر مدیرعامل قرار داشت. 
در مقابل خروجی آسانسور راهروی بلندی قرار داشت به درب بزرگ و زیبای چوبی منتهی می شد. پس از باز شدن با صحنه متفاوتی مواجه شدم. فضایی حدود 1000 متر که در آن اتاق هایی با دیوارهای شیشه ای تعبیه شده بود. تمامی محوطه این طبقه از میان شیشه های به طور کامل قابل رویت بود. این جا فقط سرویسهای بهداشتی-به ناچار- دیوارهایی غیر شیشه ای داشت. 
در این فضا، سکوتی مطلق برقرار بود و زنان و مردانی جوانی با چهره ای درهم کشیده و پراسترس در پشت مانیتورهای خود به ظاهر مشغول به کار بودند. حس کنجکاوی من موجب شد در مجال بسیار کوتاه پیش از شروع جلسه -شاید 50 ثانیه- با یکی دو نفر از آنها گفتگو کنم. 
وقتی از مدیرعامل دلیل چنین طراحی عجیبی را پرسیدم، بهینه کاوی از کشورهای اروپایی برای افزایش بهره وری را علت این اقدام توصیف نمود. اما جند نکته قابل توجه است: 
1-دیوارهای شیشه ای حامل پیام به کارکنان است. دیوارهای شیشه ای پیام بی اعتمادی کامل مدیریت به کارکنان است. این جا فرض بر آن است كه همه افراد سازمان به دنبال فرصتی برای فرار از مسئولیت ها و وظایف شان هستند. دیوارهای شیشه ای به همه می گویند:«ما به شما اعتماد نداریم!»
2-فرهنگ كار آمریكایی،‌ در محیط كار ایرانی فقط تعارض ایجاد می كند. شاید اغلب دفاتر كار در كشور آمریكا پانوراما و با دیوارهای شیشه ی باشد اما باید حواس مان باشد كه فرهنگ كار آمریكایی با محیط و فرهنگ كار فعلی ما بسیار متفاوت است. این خوش بینانه است كه یك شبه شركتی با بهره وری بسیار بالا و نتیجه گرا در میان شهری دودآلود و پرترافیك قرار گرفته است،‌ از روزی 20 دقیقه به روزی 7 ساعت كار تبدیل كرد. این تغییر نیازمند كاركنانی با روح و روان آماده تر دارد وگرنه به تدریج دیوارهای شیشه ای شفاف به سمت مات و كدر شدن خواهد رفت.
3-سازمانی با دیوارهای شیشه ای،‌نیاز به رهبری سازمانی با رفتارهای كاملا الگو دارد. از محاسن دیوارهای شیشه ای آن است كه رهبران سازمان به خوبی در آن دیده می شوند. از آن جا كه هر رفتار عملكردی و كلامی رهبران همیشه زیر ذره بین كاركنان است،‌ این جا دیوارهای شیشه ای موجب می شود كه رهبران دقت نظر بسیار بیشتری بر عملكرد خود داشته باشند. 
4-به دیوارهای شیشه ای نگاهی مثبت داشته باشیم!‌ فرض كنید دیوارهای شیشه ای در تعاملات روزمره ما،‌ در ادارات دولتی و غیردولتی ما جایگزین دیوارهای فعلی شود. در این صورت موجب می شود همیشه همه ما حواس مان به این باشد كه كسی در حال نظاره بر عملكرد ما است. در این حالت بسیاری از ما هر واژه ای بر زبان جاری نخواهیم كرد،‌ هر اقدامی انجام نخواهیم دارد و انگار حضور خدا-كه البته او همیشه و از رگ گردن به ما نزدیك تر- را در كنار خود احساس می كنیم. 
به نظر شما دیوارهای شیشه ای چگونه اند؟‌
كانال مدیریت و منابع انسانی 
tlgrm.me/hrjournalist
ادمین:@azaminejad

مرتبط با: نوشته های شخصی ,


راهکارهایی برای تعیین بودجه بازاریابی
یکشنبه 1395/05/31 ساعت 08:38 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( نظرات )

روزنامه دنیای اقتصاد -یکشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۵

* سیدمحمد اعظمی‌نژاد

* رئیس کمیته آموزش و پژوهش-انجمن مدیریت ایران

منبع: smallfuel

برای اغلب شرکت‌ها پاسخ به این پرسش که باید چقدر پول صرف بازاریابی خود کنند، بسیار دشوار است و در بیشتر مواقع مدیران بنگاه‌ها دچار سردرگمی، تردید و ابهام از درستی میزان بودجه‌ای هستند که هرسال برای فعالیت‌های بازاریابی شرکت خود اختصاص می‌دهند.

چرا تعیین بودجه در بازاریابی مهم است؟‌

فعالیت‌های بازاریابی در هر سازمان شباهت زیادی به فرآیند کاشت بذر، نگهداری و مراقبت از آن و در نهایت در برداشت میوه دارد. اگر مدیران یک شرکت بتوانند بودجه مناسبی برای مجموعه فعالیت‌های یکپارچه بازاریابی در سازمان خود اختصاص دهند، می‌توانند انتظار داشته باشند که سرمایه‌گذاری آنها به نتیجه‌ای مطلوب و مناسب منجر می‌شود. بنابراین اجازه دهید راهکارها و روش‌های متداول تعیین بودجه در بازاریابی را مرور کنیم:

روش اول-درصدی از درآمد ناخالص را به بودجه اختصاص دهید. یکی از رایج‌ترین روش‌ها برای تعیین بودجه در بازاریابی‌، ‌اختصاص درصد مشخصی از درآمد شرکت است. اینکه چه درصدی از درآمد باید به‌عنوان بودجه سازمان تعلق گیرد به اندازه کسب‌وکار بستگی مستقیم دارد. این درصد برای کسب‌وکارهای بزرگ بین 5 تا 10 درصد در نظر گرفته می‌شود. درحالی‌که برای کسب‌وکارهای کوچک حتی تا 20 درصد از درآمد خالص را می‌توان به بودجه بازاریابی اختصاص داد اما این درصد برای کسب‌وکارهای بسیار بزرگ بین 2 تا 5 درصد پیشنهاد شده است. البته بدیهی است، بهترین عدد برای کسب‌وکار می‌تواند به صورت آزمون و خطا به‌طور دقیق‌تر محاسبه شود. از مزایای این روش فهم بسیار آسان آن است و به‌ویژه اینکه می‌توان از مانور دادن در کمپین‌های تبلیغاتی و رویدادهای بازاریابی به خوبی استفاده کرد.اما شاید تنها عیب این روش غیر دقیق بودن آن است به‌ویژه برای کسب‌وکارهای جدید و کوچک که اطمینان از کسب درآمد در آنها قطعی نیست، استفاده از این روش ممکن است آنها را با چالش‌های مالی روبه‌رو کند.

 

روش دوم-درصدی از سود خالص را به بودجه بازاریابی اختصاص دهید. مشابه محاسبه بودجه بازاریابی از روش درصدی از درآمد، می‌توانید با استفاده از این روش درصد مشخصی از میزان سود خالص خود را به این کار اختصاص دهید. این روش نسبت به روش قبلی کمی تهاجمی‌تر است چرا که در اینجا کلیه هزینه‌ها را در نظر گرفته و از محاسبات خود خارج می‌کنید. اینکه چه درصدی از سود خالص را برای بودجه اختصاص دهید، به‌طور کامل به روش قبلی شباهت دارد. این روش نیز از راهکارهای سودمند برای تعیین بودجه بازاریابی است و البته از روش قبلی به‌ویژه برای کسب‌وکارهایی که حاشیه سود مشخصی دارند، کاربردی‌تر است اما این روش نیز مانند روش قبلی خیلی دقیق نیست و تخمینی است.

 

روش سوم-هرچه قدر استطاعت مالی اجازه می‌دهد، بودجه اختصاص دهید! در دنیای پرسرعت کسب‌وکار امروزی، این روش قطعا یکی از روش‌های محبوب در تعیین بودجه بازاریابی است. در این روش به عنوان مدیر یک بنگاه اقتصادی می‌توانید بخشی از سرمایه مازاد خود را که هیچ تاثیری بر فرآیند روزمره کسب‌وکار ندارد، به بودجه بازاریابی اختصاص دهید. در این صورت با خیال راحت می‌توانید فرآیند بازاریابی را دنبال کنید، چرا که حتی اگر بازاریابی با شکست مواجه شود هیچ تاثیر مستقیمی بر کسب‌وکار نخواهد داشت. این روش، اقدامی تهاجمی در تعیین بودجه بازاریابی به شمار می‌آید و ممکن است به موفقیت‌های بزرگی در اقدامات بازاریابی دستیابی پیدا کنید. اما روشی خطرناک برای کسب‌وکارهای کوچک است چون ممکن است ادامه فعالیت و حیات آنها را با چالش روبه‌رو کند.

 

روش چهارم-به اندازه یک تار مو از رقبا بیشتر بودجه خرج کنید!‌ این روش اصل ساده‌ای دارد:‌بررسی کنید رقبا چه اقداماتی برای بازاریابی انجام می‌دهند و فقط به اندازه یک تار مو از آنها بیشتر اقدام کنید!‌ البته این راهکار در ظاهر بسیار ساده به نظر می‌رسد، اما کسب اطلاعات محرمانه رقبا درباره برنامه‌های بازاریابی در بسیاری موارد می‌تواند بسیار دشوار باشد، چراکه ممکن است بسیاری از اقدامات رقیب قابل رویت نباشد. با این وجود اگر بتوانید اطلاعات تخمینی بودجه رقبای خود به‌دست آورید این روش مفید و مطمئن برای تعیین بودجه بازاریابی خواهد بود.

 

روش پنجم-رشد مورد نظر تعداد مشتریان. این روش یکی از راهکارهای عالی برای تعیین بودجه بازاریابی است، البته به شرطی که بتوانید برای تعداد مشتریان مورد نظر خود هدف‌گذاری کنید. یکی از اطلاعات مهم مورد نیاز در این روش، آن است که به صورت تخمینی درآمد حاصل از جذب یک مشتری جدید را بدانید. درصد مشخصی از حاصل ضرب میزان درآمد حاصل از هر مشتری ضربدر تعداد هدف مشتریان به آسانی میزان بودجه بازاریابی را ارائه می‌کند. از مزیت‌های این روش دقیق‌تر بودن آن نسبت به روش‌های قبلی است، اما استفاده از این روش نیاز به محاسبه دقیق میزان سود حاصل از مشتری دارد که ممکن است شما را دچار چالش کند.

 

روش ششم-اصلا بودجه‌ای به بازاریابی اختصاص ندهید، ‌از ابزارهای رایگان استفاده کنید!‌ ممکن است این ایده نیز جالب باشد چرا که بسیاری از این روش برای بازاریابی استفاده می‌کنند. البته به‌طور قطعی نمی‌توان از واژه «رایگان» استفاده کرد، ‌چرا که حداقل منابع مورد نیاز برای انجام بازاریابی اختصاص وقت و اینترنت برای این کار است. مزیت این روش در شکل ظاهری رایگان بودن است اما باید پذیرفت گاهی خساست، می‌تواند پیامد ایجاد هزینه‌های بسیار زیاد بعدی را برای سازمان داشته باشد.

به خاطر داشته باشید، اینکه از چه روشی برای تعیین بودجه بازاریابی استفاده می‌کنید به سطح آمادگی و بلوغ و ریسک‌پذیری بنگاه اقتصادی شما بستگی دارد اما مهم‌تر از روش انتخابی آن است فرصت‌های طلایی برای اقدامات بازاریابی را ازدست ندهید و از همین امروز برنامه‌ریزی برای اقدام را آغاز کنید.




نوشتاری درباره فیش های حقوقی
چهارشنبه 1395/04/30 ساعت 12:34 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

طی روزهای گذشته، موضع گیری، اظهارنظر و گفتگوهای متعددی در رابطه با موضوع فیش های حقوقی نجومی مطرح گردید. 
فارغ از جنبه های سیاسی این موضوع که برای عده ای بسیار جذاب است، به گمان من جای اظهار نظر کارشناسی انجمن های حرفه ای مدیریت در ایران بسیار خالی است. 
به ویژه آنکه در ارتباط با موضوع حقوق مدیران، به طور مشخص و صریح در قانون خدمات کشوری اشاره گردیده است. 
برداشت ها و نظرات شخصی خود را در این باره به اشتراک می گذارم: 
1- حداقل حقوق مصوب قانون  کار در سال 95 به عدد 812 هزار تومان رسید. در حالی که خط فقر در کشور چیزی حدود 2 یا 3 برابر این عدد می باشد. اما به نظر می رسد این میزان حداقل حقوق با میزان میانگین کارمفید روزانه (22 دقیقه در روز در بخش دولتی و حداکثر 1 ساعت و 45 دقیقه در بخش خصوصی)همخوانی دارد! (اعداد اشاره شده مربوط به آخرین گزارش مرکز پژوهش های مجلس است. 
2- اگر همین امروز برای یک کارساختمانی به نزدیک ترین میدان محل زندگی خود مراجعه کنید، ملاحظه می کنید که یک کارگر ساختمانی ساده حداقل روزانه 50 هزار تومان از شما مطالبه می کند.  یعنی اگر این فرد موفق به دریافت کار طی هر روز ماه شود چیزی حدود یک و نیم میلیون تومان درآمد خالص خواهد داشت با این مزیت که مالیاتی نمی دهد و این ایراد که فاقد بیمه درمانی است. شاید این مثال ساده، علامتی برای نیاز به بازنگری در تعیین حداقل حقوق است. 
3- وقتی در پایین ترین سطح از دانش، مهارت، تجربه (و اساسا" هرگونه شایستگی حرفه ای) افراد حداقل چیزی بین 1 تا 2 میلیون در عرف جامعه دریافت می کنند، این پرسش جدی به وجود می آید چگونه می توان انتظار داشت مدیر ارشدی(که احتمالا شایسته است، تحصیل کرده است، پختگی، تجربه و تخصص لازم و کافی دارد، مورد اعتماد و وثوق است و امانتدار است، با حقوق نزدیک به خط فقر مسئولیت های کلان بر عهده گیرد؟ که اگر اینگونه باشد پتانسیل ایجاد فساد اداری در او  ایجاد می شود.  
4- البته  شایدذکر این موضوع  نیز جالب توجه است با وجود این وضعیت حقوقی مورد توجه در مدیران، گزارشات سال 2016 مجمع جهانی اقتصاد و سازمان شفافیت جهانی نشان می دهد رتبه مدیران و سازمان های ایرانی در بحث فساد اداری جای بهبود زیادی دارد. 
5- در پایان این نوشتار، شاید راه حل این چالش استفاده از شایسته ترین مدیران در جایگاه های کلیدی و جبران خدمت ایشان به میزان ارزشی که برای کشور ایجاد می کنند. وقت آن رسیده است تمامی سازمان ها و ارگانها ابلاغیه سال گذشته هیئت دولت مبنی بر ایجاد مراکز ارزیابی و انتساب مدیران مبتنی بر شایستگی و صلاحیت ایشان هرچه سریعتر فعال کنند. چرا که این اتفاق پیامدهای مثبت زیادی از جمله افزایش انگیزه و روحیه کارکنان، افزایش بهره وری و میزان ساعت کار مفید، کاهش میزان فساد اداری و ...را برای کشور خواهد داشت. 
http://goo.gl/TvsWVB
سیدمحمد اعظمی نژاد 
تهران-28 تیر 95
کانال مدیریت و منابع انسانی 
https://telegram.me/joinchat/A_wWdDwNlyWYnOVJzfasQw
#مدیریت
#منابع_انسانی
#حقوق
#شایستگی
#فیش_حقوقی



مراقبت...
شنبه 1395/04/26 ساعت 10:31 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

 ساختار جامعه انسانی شباهت زیادی به بازی دومینو دارد، پس مراقب تاثیر خود که بر دیگران باشیم...



آتش سوزی پتروشیمی بوعلی،‌حادثه ای درس آموز...
یکشنبه 1395/04/20 ساعت 09:15 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید محمد اعظمی نژاد | ( دیدگاه ها )

 آتش سوزی پتروشیمی بوعلی. حادثه ای که بسیار درس آموز است. 
اخبار لحظه به لحظه را از ماهشهر، باعث تاثر بیشتر از وضعیتی خبر می داد که تقریباً ممکن بود غیر قابل مدیریت باشد . اما :
1-این حادثه در مدیریت امروزی عبرت آموز است. شاید بروز آتش سوزی در سایت پتروشیمی بوعلی از این جهت ملموس تر است که جنبه فیزیکی دارد.
اما در غیاب شایستگی چند سال اخیر مدیران در سازمان ها و شرکتها، شاید هر روز بحرانی مشابه بوجود آید. اتفاقی که اخیرا در سیستم اقتصادی نیز مشاهده شد، شباهت زیادی به این حادثه دارد. 
2- راه حل قطعی جز، احیای شایستگی و به کارگیری مدیران لایق وجود ندارد. استفاده از رهبران سازمانی 
مناسب، هم به عملکرد سازمان ها و به بهبود حال کارکنان کمک می کند. 
3- هنگام بروز بحران، مهم نیست چه کسی مقصر است. علت آن است که در وضعیت بحرانی همه آسیب می ببینند. اگر خدای ناکرده نظام اقتصادی، امنیتی یا اجتماعی دچار مساله شود، همه جامعه به آن مبتلا خواهند شد. 
3- پدافند غیر عامل و مدیریت بحران باید بسیار جدی گرفته شود. همیشه پیشگیری بهتر است اما اغلب زمانی به این نتیجه بدیهی می رسیم که در شرایط عدم قطعیت و بی ثباتی هستیم! 
4- برقراری دوباره انضباط لازم است. وقتی انضباط جاری باشد، بعید است سازمانی مدارک ایزو، ایمنی و... خود را بتواند با پرداخت پول خریداری کند. چک لیست ها، درست و دقیق پر می شوند و خلاصه اینکه همه چیز در جای خود قرار دارد.
یادمان باشد رمز اصلی کسب نتیجه انضباط و شفافیت است. 
5- شاید فردا نوبت سازمان من یا شما باشد! این یک واقعیت است. بنابراین آسیب شناسی و شناسایی نقاط ریسک و قابل بهبود را از همین فردا(یا شاید همین لحظه) باید آغاز کرد. 
6- همیشه نقش رهبران سازمانی مهم است. در حادثه اخیر حضور و راهبری شخص وزیر به عنوان بالاترین فرد در وزارت نفت بسیار تحسین برانگیز است، حتی اگر نتایج حاصله مطلوب نباشد.
7- باید حس مسئولیت پذیری را در کارکنان تقویت کرد. چالش جدی بی تفاوتی افراد نسبت به وضعیت از جمله اقداماتی اساسی است مدیران باکفایت، از آن به سادگی عبور نمی کنند. باید همه افراد را نسبت به نقش مهم خود در نتایجی که به دست می آید، آگاه کرد. 
8- مرور پس از اقدام بسیار مهم است. نتیجه هرچه باشد. باید دلایل بروز و شکست یا موفقیت آن استخراج شود و به طور کامل تسهیم اطلاعات شود. یادمان باشد شاید دوباره بحرانی در راه باشد. 
سید محمد اعظمی نژاد  

19 تیرماه 1395







 
نظر سنجی
به نظر شما نقش هریک از ما برای بهبود کیفیت زندگی خود در کشور چقدر است؟





دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

Instagram